_mnof.jpeg)
تغییر زندگی در اثر 1 تشدید و شتابگیری 11 ارتباط و کاهش غیرقابل احیای مناسبات انسانیِ دوران پیشادیجیتال است. اگر تا زمان کرونا ایمیل نوشتن و چت کردن و دیدارهای اسکایپی و واتساپی مکملی بر دیدارهای عادی بود و نقش غالب را هنوز در مناسبات انسانی پیدا نکرده بود، حالا که برگزاری کنسرت و شب شعر و تئاتر و بهویژه کار در خانه هم ابعادی گسترده پیدا کرده، بعید است که بعد از کرونا اثراتشان برجا نماند.
با اینهمه، هستند صاحبنظرانی که محدودیتهای تماسهای حضوری و محرومیت نسبی انسانها از رفتوآمدهای عادی خانوادگی، دوستانه و عمومی را برخوردار از مؤلفههایی مثبت تلقی میکنند.این بحث در میان است که تماس عادی انسانی از یک گفتوگوی ساده و بیدغدغه اداری و تجاری تا دیدن جمعی یک فیلم و تئاتر تا در آغوش کشیدن و بوسیدن نزدیکان و... تا پیش از کرونا نعمتی مجهول بوده که ازلی و ابدی تلقی میشده و انسان قدر و ارج آن را نمیدانسته و محرومیت از آن برایش تقریباً قابل تصور نبوده است.
حالا که این محرومیت نسبی یا مطلق بر زندگی انسان تحمیل شده، شاید از یک سو ارزش و اهمیت آن تماسها، بهخصوص بهلحاظ نقشی که در توازن روحی و اجتماعی و روانتر کردن مناسبات انسانی داشته، بیش از پیش برای بشر روشن شود و از سوی دیگر و در نتیجه آن، قدر دانستن این مناسبات و کیفیتبخش و بهینهسازی آنها با رفع کرونا برای انسانها به امری ضروری بدل شود، بهگونهای که شاید نگاه آسانگیرتر به زندگی و رعایت مؤلفههایی مانند رواداری و تنشزدایی از زندگی اجتماعی هم از این رهگذر تقویت شوحساسیت و مقاومت در برابر دیجیتالیزه کردن بیمحابا و پرشتاب همهٔ عرصههای هستی انسانی نیز میتواند جنبه دیگری از اهمیتی باشد که بشر در دوران محرومیت کرونایی نسبت به مناسبات نزدیک انسانی پیدا کرده و میکند؛ دیجیتالیزه شدنی که دستاورد اصلی آن افزایش سود و منفعت ارباب اقتصاد است
برچسب:
نویسنده: مهسا کاظمی